ژاندارک

ژاندارک

tragedy plus comedy equales time
ژاندارک

ژاندارک

tragedy plus comedy equales time

kurbaan

فیلم : kurbaan

محصول سال 2009

کارگردان : رنسیل د سیلوا

بازیگران : سیف علی خان ، کارینا کاپور ، ویوک اوبروی ، کیرون آنوپام خر ، اوم پوری ، دیا میرزا

ژانر : اکشن، هیجان انگیز 

خلاصه فیلم : آوانتیکا آهوجا که فرد تحصیل کرده ای ساکن آمریکاست پس از بیماری پدرش به دهلی باز می گردد. در همین حین با احسان خان که پروفسور دانشگاهی از بمبئی است ملاقات می کند ، این دو با هم دوست می شوند و سپس عاشق یکدیگر می شوند. بعد از مدتی ، آوانتیکا باید به کارش برگردد. احسان به راحتی با مهاجرت موافقت می کند و این زوج ازدواج می کنند تا در آمریکا زندگی کنند. آوانتیکا به احسان کمک می کند که کار پیدا کند و او در دانشگاهی که آوانتیکا مشغول به کار است به عنوان پروفسور برای تدریس اسلام و جهان مدرن مشغول به کار می شود . آنها در محله ای که اکثر ساکنینش افراد جنوب آسیا هستند زندگی شاد و آرامی دارند تا اینکه ....

پ.ن : شاید در نگاه اول از یه فیلم هندی توقع رقص و آواز و یه فیلم رمانتیک داشته باشید ولی این فیلم جزو فیلم هایی هست که کاملا سوژه متفاوت و هیجانی داره ، من این فیلم و بار اول سالها پیش دیده بودم و همین هفته پیش وقتی دیدم تو یکی از شبکه ها در حال پخش هست گفتم شاید بد نباشه معرفی کنم .تهیه کننده این فیلم کاران جوهر هست که کارنامه درخشانی داره و واقعا تو صنعت سرگرمی هند جزو محبوب ترین هاست (شاید هم برای من اینجوریه ) و با توجه به تیم قوی بازیگران که مشاهده می کنید از الان بدونید که با سناریو خوبی مواجه هستید و قراره چشم از صفحه نمایش بر ندارید ، شاید امتیاز 5.7 از 10 سایت Imdb کمی شما رو نگران کنه ولی بیاین صادق باشیم خیلی فیلم های خوب دیگه ای هم هستند که ریتینگ آنچنانی نمیارن. پیشنهاد می کنم اگه این فیلم و تا به امروز ندیدید دانلود کنید و نگاهش کنید ، تجربه هیجان انگیزیه.

شروع یه روز جدید

یادتونه پارسال این موقع تنها راه ارتباطیمون همین وبلاگ ها بود؟ نمی خوام بگم یادش بخیر چون واقعا درست نیست ولی تنها وقتی بود که مثل شاید ۷_۸ سال پیش همه وبلاگ ها هر روز مطلب جدید منتشر می کردند  و یکی مثل من که همیشه مشتاق خوندن مطلب جدید هست از این وبلاگ به اون وبلاگ  در رفت و آمد بودم تا ببینم بچه ها چی نوشتن و این مابین چه دوست های جدیدی پیدا کردم ، حالا از همه اینها که بگذریم دیدم دو هفته قراره تو قرنطینه باشیم و و احتمالا خیلی از شماها هم مجبور باشید از خونه کار کنید پس این زمان بهترین وقت هست که کمی واسه خودتون وقت بزارید و انرژی بگیرید . منم که استاد روحیه دادن به بقیه و هیچ کاری و به این اندازه خوب انجام نمیدم ، تصمیم گرفتم دوباره اینجا در مورد فیلم هایی که تو این چند ماهه گذشته دیدم مطلب بزارم و بهتون فیلم معرفی کنم ‌ . قطعا که شما خودتون بهتر از هر کسی می دونید چه چیزی برای خوب شدن حالتون مفید هست ولی خب منم گفتم شانسم و امتحان کنم ، شاید چندتاشو نگاه کردید و یه کم حالتون بهتر شد یا اصلا نه گفتید این چه فیلمی بد بودی الکی براش وقت گذاشتم 

 پس منتظر باشید که معرفی فیلم  از امشب شروع میشه 

حال و احوال

خوبم فقط حس و حال نوشتن ندارم ، انگار اخبار و اتفاقات این روزها باعث شده تنبل بشم ولی قول میدم در آِینده اینجا رو آپدیت کنم.

فعلا

واگویه های شبانه

شاید به نظرتون این ترکیبی که معرفی می کنم خیلی عجیب به نظر برسه اون هم به عنوان یه وعده برای نیمه شب ولی یکی از ترکیباتی هست که من شدیدا بهش علاقه مندم و اون چیزی نیست جز ترکیب ساندویچ الویه یا سالاد کالباس در کنار چای شیرین. بله ، کاملا درست شنیدید چای‌ . در کل من عاشق طعم های متضادم مثلا ترکیب خرما با پنیر . شاید شنیدن این حرف ها به نظر شما عجیب برسه ولی اگه من و از نزدیک می شناختید بیشتر تعجب می کردید و احتمالا با خودتون می گفتید این لاغر مردنی و چه به عاشق غذا بودن و سر درآوردن از آشپزی ، ولی کاملا در اشتباهید دوستان. طرف مقابلتون شدیدا علاقه مند به غذاست ، از هر سبک و ریشه ای ، به قول اندرو زیمرن اگه چیزی ظاهرش خوب بود قطعا طعمش هم خوشمزست. 

حال و احوال این روزها

روزهایی مثل الآن که فقط داریم اخبار بد از گوشه کنار کشور می خونیم و می شنویم تنها چیزی که باعث میشه کمی تحملم بیشتر بشه نسبت به این همه انرژی منفی  کارهایی و انجام میدم که کمی به خودم انرژی تزریق کنم . مثلا : فیلم نگاه می کنم ، آهنگ گوش میدم ، آشپزی می کنم. قطعا که تو روزهای دیگه هفته هم این کارها رو انجام میدم ولی تو اینجور مواقع تعداد انجام این  کارها بیشتر میشه. هممون در زمان های بد و روزهای غمگینمون کارهایی و انجام میدیم که حالمون و بهتر کنه . شما چه کاری انجام میدین که تو این دنیای مسموم کمی به خودتون آرامش و انرژی بدید؟

پ.ن : قبلا هم اخبار بد بود ولی به لطف شبکه های اجتماعی دیگه در همون ثانیه های اول می فهمیم که در استان های دیگه ، تو همین کشور داره چی میگذره. دیدن کشته شدن این همه دختر بی گناه توسط اقوام درجه یک خودشون  واسه من واقعا دردناک هست، نمی دونم چجوری داریم تحمل می کنیم..... انگار دختر بودن تو این کشور بزرگترین جرم هست  

مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید

اگه یادتون باشه چند ماه پیش یه مطلبی گذاشته بودم و در مورد شوآف کردن حرف زده بودم که خب با استقبال خوبی هم از طرف شما مواجه شدم ، حالا نمی خوام دوباره اون بحث و باز کنم ولی همین جوری امروز داشتم با خودم فکر می کردم چقدر دیدگاه ما آدم ها و خواسته هامون تو زندگی با هم متفاوته. نمی خوام بگم من خوبم بقیه بد یا اینکه افکار روشنفکرانه و والایی دارم و فکرهای بقیه هم سن و سال هام دم دستی هست فقط می خوام چیزی که تو ذهنم هست و با شما به اشتراک بزارم. به قول یه دوستی هر کدوم از ما انسان ها در هر جایگاهی که قرار داریم وظیفه داریم به اندازه خودمون چراغی و تو جامعه روشن کنیم ، یا حداقل من اینجوری فکر می کنم. 

بگذریم ، فضای اینستاگرام باعث شد این مدت به خیلی چیزها فکر کنم ، مثلا رفتار همکلاسی هام تو دانشگاهمون چه اون موقع که دانشگاه می رفتیم چه الان که هر کدوم سر خونه و زندگی خودشون هستند و اینکه چقدر آدم های متفاوتی شدند یا شاید هم از اول متفاوت بودند همشون و من به این دید بهشون نگاه نکرده بودم. نمی خوام زیاد حرف بزنم که سرتون درد بگیره واسه همین یه راست میرم سر اصل مطلب ، با توجه به حرف هایی که این چند ساله اینجا نوشتم احتمالا تا حدودی با شخصیت من آشنایی پیدا کردید و می دونید طرز فکرم و علاقه مندی هام چه چیزهایی هستند . تو جامعه ما متاسفانه خیلی ها ادای روشنفکری و در میارند ، یادش بخیر تو فیس بوک علیرضا بیست و چهار که یکی از فعالان در زمینه کلیپ سازی بود یه کلیپی در مورد روشنفکری تو ایران ساخته بود که در زمان خودش خوب وایرال شد. دقیقا می تونم بگم حدود ۹۰ درصد دوستان من همون آدم تو کلیپ هستند ، مثلا میان یه متن از یه صفحه ای و استوری می کنند و دوتا گیف هم میزارن که بگن خیلی متفاوت و خفن هستند ولی در واقع خودشون نه به اون گفته تو متن عمل می کنند و نه اینکه در موردش مطلع هستند به میزان کافی. در واقع یه جورایی ظاهر ماجرا با باطن ماجرا یکی نیست‌ . نمی دونم اصلا مطرح کردن این مطالب اینجا درست هست یا نه ولی خب از اونجایی که وبلاگ من برام حکم یه جور دفتر خاطرات شخصی و داره گفتم همین جا حرفش و بزنم. 

این موضوع فقط هم مختص دوستان من نیست با یه نگاه سرسری به اکانت های اینستاگرام میشه کلی تصاویر این سبکی پیدا کرد که پشت سرش آدم هایی هستند که شاید سعی کردند ظاهر خوبی و از خودشون نشون بدن ولی در واقع فرسنگ ها با اون نوشته فاصله دارند. 

شاید هم مشکل از من هست که زودتر از سنم بزرگ شدم و به چیزهایی  فکر کردم و فکر می کنم که واسه خیلی هاشون دغدغه نیست. شاید هم اون ها مقصر نیستند این جامعه ماست که همچین شخصیت هایی رو می طلبه. به عنوان مثال برای من آخرین چیزی که تو یه آدم اهمیت داره اینه که چقدر پول داره ، ماشینش چیه ، مارک لباسش چیه، تو کدوم خیابون زندگی می کنه، خونه ای  توش زندگی می کنه الان چقدر ارزش داره و خونوادش کی هستند یعنی جوری تربیت شدم که واسم شخصیت خود افراد برام به مراتب مهم تر از این چیزهاست ، بعد وقتی میبینم دوستام وقتی به هم میرسن  اولین چیزهایی که در موردش حرف میزنن اینجور مسائل هست واقعا افسرده میشم. می دونم خیلی ها تو زندگیشون خیلی چیزها رو تجربه نکردند یا دیرتر به یه چیزهایی رسیدن ولی این دلیلی نمیشه خودشون و بالاتر از بقیه ببینند. نمی دونم ولی هیچ وقت با این موضوع نتونستم کنار بیام. حتی در این مورد یه بار داشتم با یکی از فامیل ها صحبت می کردم که خب هم از لحاظ سنی از من بزرگتر هستند هم اینکه به معنا واقعی کلمه انسان دنیا دیده ای هستند ، وقتی در مورد دورهمی دوستانمون حرف زدم باورش براشون سخت بود که مثلا سیگار کشیدن یا الکل خوردن انقدر واسه دخترهای هم سن من مهم هست و مقایسه می کردند با نوه های خودشون که در خارج از کشور زندگی می کنند. نمی دونم تا چه حد تونستم منظورم رو برسونم ولی من خودم واقعا هیچ وقت علاقه ای به امتحان کردن این چیزها نداشتم با وجود اینکه آزادی انتخاب همشون و داشتم و دارم ، شاید این آزادی باعث شده هیچوقت سمتش نرم ،  ولی خب می دونم آدم ها متفاوت هستند و ممکن حس و انرژی که من از یه آهنگ و رقصیدن  همراهش  می گیرم و اون آدم با کشیدن یه پاکت سیگار یا نوشیدن یه بطری مشروب بگیره ، ولی انتظار دارم همون جوری که من درکشون میکنم اونها هم من و درک کنند و فکر نکنند اگه کسی اهل این چیزها نیست پس عقب افتاده است و هیچی سرش نمیشه ... الان که بحث نژاد پرستی و کلا برابری انسان ها  تو همه شبکه های مجازی داغ شده جالب همین آدم ها جوری وانمود می کنند که انگار عادل ترین آدم در شهرشون هستند در حالی که همین آدم ها بارها در حق من قلدری کردند  .... من که راه خودم و رفتم و میرم ولی امیدوارم روزی به این فکر کنند که هر حرفی که می زنند چه تبعاتی براشون داره و ممکن در آینده نیازمند همون آدمی که تحقیرش کردند بشند اونم درست در جایی که فکرش و هم نمی کنند. 

اگه بحث کلاس گذاشتن باشه من خیلی راحت می تونستم واسشون جوری کلاس بزارم که در جا میخکوب بشن ولی خب من آدمش نیستم و نبودم و ترجیح میدم همه من و با توانایی ها و رفتار شخصیتی خودم بشناسند نه وابسته به اینکه مثلا ساکن کجا هستم یا وابسته به چه خونواده ای هستم و همیشه از پارتی بازی دوری کردم. البته این روند همیشگی جامعه ماست هر چی بیشتر راستگو باشی و با همه یه جور رفتار کنی فکر می کنند خبری هست و باید از تو سوء استفاده کنند و سرت سوار شن اونوقت خیلی هم ادعا دارند که شخصیتشون خوبه. 

خیلی حرفام پراکنده شد ولی خب یه درددل خودمونی بود واسه خودم ، شاید هم یه تلنگر باشه واسه هر کسی که اینجا گذر می کنه. 

همه ما انسان ها حداقل به نظر من برابریم ، هیچ چیزی حالا چه رشته تحصیلی چه ظاهرمون چه پول چه خونواده و هیچ امکانات دیگه ای نمی تونه ما رو از بقیه متمایز کنه و باعث بشه نگاه بالا به پایینی به بقیه داشته باشیم ، به قول گری وی که یه اینفلوئنسر موفق هست ما باید با همه خاکی باشیم و فروتن بودن و فراموش نکنیم ، وقتی که از بالا به بقیه نگاه کنیم همون جا بدترین ضربه رو به خودمون زدیم و داریم به سمت نابودی حرکت می کنیم. 


پ.ن : امیدوارم انسانیت روزی اولویت زندگی همه آدم ها باشه فارغ از جنسیت و نژاد و طبقه اجتماعی . 

پست موقت

اینجا برای من یه جایی هست که گاهی میام و چیزهایی که تو ذهنم هست و می نویسم و هیچ وقت برام حکم شبکه اجتماعی رو نداشته. این مدت دو نفر بهم تو قسمت پیغام خصوصی پیغام دادند گفتم همین جا جواب بدم چون حوصله چت ایمیلی و ندارم واقعا خصوصا الان . 

جواب نفر اول : بله من اکانت توئیتر داشتم و دارم منتهی الان فعالیتم اونجا به نسبت بقیه شبکه ها کمتر هست و فعلا هم این روند ادامه داره. در بقیه شبکه ها هم فعالیت می کنم ولی ترجیح میدم تو هر شبکه با افرادی که واقعا میشناسم در ارتباط باشم . 


جواب نفر دوم :  دوست وبلاگ نویس همشهری بله یادم هست وبلاگتون رو و کتابی که منتشر کرده بودید. متاسفانه من کلا سالهاست که کتاب کم می خونم و کتاب شما رو هم نخوندم ، ولی امیدوارم دوباره یه وبلاگی باز کنید و اونجا شروع به نوشتن کنید . 

پ.ن : این پست همون جوری که از اسمش مشخص هست پست موقت در نتیجه به زودی پاک میشه و اینکه اگه از من سوالی دارید در همین بخش نظرات بپرسید ، من قطعا جواب میدم نیاز به پیام خصوصی نیست.

روز خوبی  داشته باشید

روز n ام قرنطینه .... روز هفتاد و چندم احتمالا ..

تو این روزهایی که واسه هممون زمان دیر می گذره و روز و شبمون با هم قاطی شده و هر روز داریم اخبار بد می خونیم و ممکن حتی اطرافیان یا اقوام نزدیکمون رو بر اثر ویروس کرونا از دست داده باشیم فرصت بدی نیست که یه کار درست انجام  بدیم. اگه کنجکاو هستید که موضوع از چه قرار لطفا نگاهی به لینک زیر بندازید و در پویش توقف کشتار حیوانات در بازارهای محلی کشور چین شرکت کنید. پیشاپیش ازتون تشکر می کنم : 

 https://animalequality.org/action/markets


روز جهانی زن مبارک 

به دنبال نور می گردم ....

مدت ها پیش یکی از خواننده های ایرانی ساکن کانادا یه کلیپی از حرفاش منتشر کرد در مورد تفاوت جوون های ایرانی و کانادایی و بیشتر حرفاش متمرکز بود راجب اینکه ما ایرونی ها به استعداد خودمون باور نداریم و از بچگی بهمون گفتن فروتن باش و بزار بقیه از کار تو تعریف و تمجید کنند. والا واقعیت امر تجربه بهم ثابت کرده که اتفاقا کاملا برعکس این و میشه تو هم سن و سال های من پیدا کرد. چه دوستان و همکلاسی های مدرسه و دانشگاه چه افرادی که حالا مجازی یا حقیقی باهاشون آشنا شدم تقریبا می تونم بگم حالا نه اکثریت ولی بیشتر مردم اتفاقا دارای یه اعتماد به نفس کاذبی هستند به این صورت که وقتی توانایی انجام کاری و به درستی ندارند و شاید حتی پایه های اون موضوع رو هم نمی دونند ادعای عالم بودن و دارند. از اون طرف قضیه افرادی و می بینم که چه تو زمینه شغلی چه در زندگی شخصی فوق العاده هم از نظر انسان دوستی و هم نوع دوستی جایگاه خوبی دارند ولی همیشه متواضع هستند. حالا که حرف هام به اینجا رسید گفتم شاید بد نباشه این و هم بگم که تو فرهنگ مردم ژاپن و کره جنوبی اصول تربیتی بچه ها از همون اول این جوری هست که هم دیگر رو دوست داشته باشیم و در حد توانمون به هم کمک کنیم و هیچ وقت و در هیچ زمانی خودمون رو از کسی بالاتر نبینیم و بدونیم همه انسان هستیم. حتی در ورزش های سنتی ژاپنی شاهد این هستیم که مثلا فرد در حال آموزش چقدر برای استاد خودش احترام و ارزش قائل هست و از اون طرف استاد هم فرد رو نه تنها در زمینه ورزش بلکه در زندگی هم به انسان بهتری تبدیل می کنه و یا اینکه در مدارس ژاپنی بچه ها خودشون کلاس های خودشون و تمیز می کنند و در تقسیم غذای نهار مشارکت می کنند و از همون سنین دبستان یاد می گیرند که مسئولیت پذیر باشند . ( در این مورد مستندهای متنوع زیادی و می تونید در یوتیوب پیدا کنید )
حتما با خودتون می گید که تو مگه چند سالت هست و چند تا آدم در عمرت دیدی که این و میگی ؛ باشه قبول اصلا من نسبت به شما افراد کمتری و می شناسم ولی حتی در این شرایط هم با توجه به مشاهدات خودم و چیزهایی که از اطرافیان دیدم و شنیدم می تونم بگم شاید غیر از افراد خانواده خودم و چندتا دوست کسی و ندیدم که واقعا فروتن باشه . یادش بخیر تو دوران دانشگاه یکی از دوستان و همکلاسی های صمیمی همیشه به من می گفت فلانی تو اصلا اعتماد به نفس نداری و چرا همیشه خودت و با همه در یه سطح می بینی و با همه جور آدمی دوست میشی... ولی همیشه جواب من این بوده و هست که مگه من کی هستم  که بخوام خودم و بالاتر از کسی ببینم ؟ وقتی افرادی مثل برنده های جوایز نوبل یا هنرمندان موفق یا دانشمندان و پزشکان مشهور که در زندگی دست آوردهای خیلی خوبی داشتند رو می بینم که با وجود این موقعیت ها در زندگی خیلی نرمال و عادی رفتار می کنند و حتی در مصاحبه های خودشون یه نوع از تواضع رو میشه در کلماتشون مشاهده کرد چرا من نوعی که به نوبه خودم کار خاصی برای بشریت نکردم بیام نگاه بالا به پایینی به اطرافیانم داشته باشم؟ اگه من چیزی بلد هستم یا به دنبال یادگیری چیز جدیدی هستم این انتخاب من بوده و هست و هیچ دلیلی نداره بابتش به کسی فخر فروشی کنم و یا اینکه بخوام بگم چون من فلان چیز و می دونم  و شما نمی دونی پس من از تو ، انسان بهتری هستم .
در کل ولی به یه نتیجه ای رسیدم که تمام این موارد بر می گرده به خانواده ، اگه کسی تربیت درستی داشته باشه فارق از اینکه در کجا و در چه سمتی و در جه شرایطی داره زندگی می کنه می تونه خیلی راحت آدم خوبی باشه مهم اینه که خودش هم بخواد ، ولی متاسفانه این روزها خیلی ها حتی در انجام کارهای ساده در زمینه کاریشون حتی میشه گفت عاجز هستند با این وجود طوری برخورد می کنند که انگار چه شخصیت مهمی هستند. حالا اگه پول باباشون یا ایضا پول دوست پسرشون/دوست دخترشون  و  موقعیت اجتماعیشون رو ازشون بگیرید واقعا چیزی برای ارائه ندارند. 


پ.ن : هر روز بابت اینکه مادرم بهم یاد داد چه جور انسانی باشم از خداوند شکر گزار هستم و ازش می خوام بهم کمک کنه حتی یک دقیقه در زندگی دچار غرور نشم  چون اون روز قطعا روز مرگ منه. 

این متن و هفته پیش نوشته بودم ولی از همون موقع تو یادداشت های چرک نویس مونده بود تا به الان. گاهی برای گفتن یه سری حرف ها تردید دارم ولی خب اینجا جایی هست که هر حرفی و می تونم بنویسم بدون ترس از قضاوت و نقد بقیه.