ژاندارک

ژاندارک

tragedy plus comedy equales time
ژاندارک

ژاندارک

tragedy plus comedy equales time

به وقت ۳۶ سالگی

این چند روز نتونستم و واقعا حوصله نوشتن هم نداشتم تا وبلاگ و آپدیت کنم. تقریبا ۳ روزه که بدجوری مریض شدم و کارم دیگه به دکتر و دارو رسید، البته با این وضع زندگی که داریم اصلا عجیب نیست. وقتی هیچ انگیزه و انرژی و روحیه ای برای ادامه دادن نداریم قطعا بدن هم کم میاره و مریض میشیم. 

نمیخوام تو این روزها حرفای ناراحت کننده و دلسرد کننده بزنم و از این بیشتر خاطر کسی و آزرده کنم در نتیجه دیگه حرف از بیماری نمی زنم. 

امروز روز تولدم هست و من کلا هیچ وقت از اون مدل آدمایی نبودم که روز تولد خوشحال هستند و علاقه ای به جشن تولد گرفتن دارند ولی اگه حتی کسی بهم یه پیام تبریک کوتاه هم میفرستاد میگفتم دستش درد نکنه به یادم بوده و قدردان این محبت بودم ،  با اینکه خودم حواسم به همه آدمای اطرافم هست چه دور چه نزدیک و خیلی هاشون همین تبریک گفتن و هم انجام نمیدن . 

الان که دیگه اینستاگرام هم در دسترس نیست که حکم تقویم و برای خیلی ها داشته قطعا دیگه یادشون نیست نه من  بلکه خیلی آدم های مثل من چه روزی متولد شدن و خب همین هم نشون میده هیچ ارزشی براشون نداریم و البته مهم هم نیست. هر کسی اولویت خودش و توی زندگی داره و این طبیعی هست . 

از صبح فقط چند نفر که خودم از قبل حدس میزدم بهم تبریک گفتن و همین هم جای شکر داره. 

امروز براتون اول از همه سلامتی خودتون و خانوادتون ، دوم در رفاه بودن و حل شدن هر نوع مشکل حالا اقتصادی یا اجتماعی وغیره که دارید و آرزو می کنم. 

امیدوارم روزی برسه که هممون از ته قلبمون خوشحال باشیم . تا اون روز مراقب خودتون باشید.