خیلی وقت بود که میخواستم دوباره پست معرفی فیلم و سریال بذارم تو وبلاگ ولی گفتم چه کاریه الان به لطف این همه اپلیکیشن و سایت دیگه تقریبا هر کسی راحت میتونه به فیلم و سریالی که میخواد دسترسی پیدا کنه. برای همین به جای نوشتن پست های متعدد و تکراری تصمیم گرفتم یه پست ثابت بذارم که توش فقط اسم فیلم و سریال هایی که می بینم و بنویسم و چند وقت به چند وقت آپدیتش کنم. فقط یه نکته من تقریبا مثل موسیقی طرفدار هر ژانر فیلم و سریالی هستم پس قبل از دیدن هر کدوم تو همون سایت یا اپلیکیشنی که خواستید نگاه کنید یه دور ژانرش و چک کنید که بعد دیدن پشیمون نشید و بگید وای این ترسناک بود چه اشتباهی کردم دیدم ، از من گفتن. این شما و این هم لیست فیلم و سریال هایی که چند سال اخیر دیدم و یادم بوده یادداشت کردم :
پ.ن :تعداد بیشتری از این دیدم ولی خب زمان دیدنشون یادم رفت اسمشون و تو موبایلم بنویسم.
دلیل اینکه این مدت کم پیدا بودم این که یه جایی برای کارآموزی رفتم و تو یه رشته جدید وارد شدم و برای اینکه بتونم خودم و با محیط کار وفق بدم نیاز دارم زمان بیشتری روی کارم متمرکز باشم. نبود اینترنت هم باعث شده ناچارا همه چیز و دستی پیدا کنم در حالیکه قبلا با گوگل کردن دو دقیقه ای جواب همه سوالاتم و پیدا می کردم. حالا شاید بعدا در یه فرصت بهتر نوشتم کارم چیه نه برای آگاهی شما برای اینکه خودم یادم بمونه از کجا و چجوری شروع کردم.
امروز فرصت شد بعد چند روز به وبلاگ های دوستان سر بزنم و چقدر خوشحال شدم از خوندن مطالب خوبشون، خصوصا ندا که یه تقویم ایرانی طراحی کرده و توصیه می کنم حتما حتما دانلود کنید و استفاده کنید. این هم لینکش برای دانلود . مرسی ندا 
https://mosafer-9891.blogsky.com/1404/12/18/post-791/%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d9%85
در نبود توییتر و اینستاگرام و فیس بوک دیگه ناچارا هر چی به ذهنم میرسه و مجبورم اینجا بنویسم مثل خیلی از شما اون هم فقط برای اینکه کمی از این افکار آشفتم کم بشه و سبک بشم. خیلی سعی کردم حرف نزنم و توجه نشون ندم ولی انگاری نمیشه.
واقعا یه سری عقل ندارن راحتن ، جنگ و غیر جنگ نداره در هر شرایطی ثابت می کنند این بی عقلیشون رو. صد رحمت به پلانکتون ، اگرچه که اینا با این هوش فوق العاده ای که دارند احتمالا نمیدونن پلانکتون چه موجودی هست چه برسه به اینکه بدونن میزان هوشش چقدره .
به تقویم نگاه می کنم ، چه زمستانی بود امسال و چه چیزهایی تجربه کردیم. همیشه برای من متولد زمستون این فصل بهترین بود چون عاشق سرما هستم ولی این روزها حتی برام گرم یا سرد بودن هوا هم فرقی نداره.
همیشه در روزهای آخر سال مردم فقط به فکر خرید عید بودند و شهر جنب و جوش داشت ولی الان با چیزهایی که گذروندیم و در کنارش مشکلات اقتصادی هر چیزی میشه دید جز نزدیک شدن به نوروز.
اگر چه که از نظر خیلی ها امسال عید نداریم و قطعا هم از ته دل شاد نیستیم ولی به نظرم باید نوروز و پاس بداریم چون مهم ترین آیین ایرانی هست. سال ها از بیرون و داخل تلاش کردند که آیین های ایرانی و پاک کنند ، اگه واقعا یه وطن پرست هستید و دوست دارید آیندگان از شما به نیکی یاد کنند پس هر جوری که خودتون می دونید باید این آیین و حفظ کنید هر چند کوچک. شاید بگید چه دل خوشی داری که تو شرایط جنگی داری در این مورد حرف میزنی ولی باید بگم نه اتفاقا دلم خوش نیست و قلبم پر از درد هست منتهی نمی تونم چشمم رو روی واقعیت ببندم ۰
تو یه سری شبکه ها این روزها حرف هایی می شنوم که عده ای دنبال تیکه پاره شدن زودتر ایران و برداشتن سهم خودشون از این خاک هستند انگاری که ایران یه تیکه پارچه هست که هر کدوم یه متر ازش و بردارند و به دلخواه خودشون لباس بدوزند ولی تا زمانی ایران و ایرانی هست به هدفشون نمیرسن.
هر ایرانی که قلبش برای این خاک می تپه تا آخرین قطره خونش نمیذاره این خاک نابود بشه و اسم ایران پاک بشه.
به امید روزهای روشن
روز چندم جنگ و دوباره قطع شدن ارتبط جهانی. این دسترسی نداشتن به اینترنت برای من و خیلی آدم های مثل من واقعا کشنده هست حتی اگه بنویسم چرا قطعا خیلی ها دلیلش و درک نمی کنند چون در شرایط مشابه ما نیستند.
تنها آرزوم این این روزها رو همتون به سلامت در کنار خانواده هاتون بگذرونید و دعا کنید خانواده من هم در سلامت باشند. من حاضرم خودم درد بکشم ولی اطرافیانم هیچ صدمه ای نبینند ، شاید از نظر شما این نشونه ضعف باشه یا حتی مسخره به نظر بیاد ولی واقعیت زندگی من همیشه همین بوده و هست چون واقعا آدم وابسته به خانواده ای هستم .
به امید روزهای روشن و پر نور. تا اون روز خیلی مراقب خودتون باشید 
دوباره داریم جنگ رو تجربه می کنیم. بعضی روزها دوست دارم فکر کنم تو جایی غیر از خاورمیانه زندگی می کنیم که حقیقت مثل پتک میخوره تو سرم.
امیدوارم هر جایی هستید در کنار خانوادتون سلامت و در آرامش باشید 
امروز به معنای واقعی کلمه سخت گذشت و از استرس داشتم دیوانه میشدم و این وسط باید رفتار عجیب اطرافیان و هم تحمل می کردم ولی خدا رو شکر به سلامتی تموم شد.
برای من دیدن درد کشیدن آدمایی که دوستشون دارم از اینکه خودم درد بکشم سختتره. امروز گفتم اینایی که بچه از دست دادن چه دل صبوری دارن واقعا و چقدر قوی هستند من واقعا ضعیفم . خودم که بچه ندارم ولی حتی از فکر از دست دادنش هم قلبم درد میگیره....
امیدوارم هر جا هستید خودتون و خانوادتون سلامت باشید و درگیر بیماری و سختی نباشید . دعا کنید برای اطرافیان منم همیشه سلامتی باشه. 
دیروز برای اولین بار درد لیزر برای من قابل تحمل بود انگاری که انقدر قلبمون درد میکنه دیگه درد جسمی و حس نمی کنیم. اپراتور گفت امروز چشمات غم داره گفتم دیگه این روزا مگه حال و روز خوشی هم داشتیم که چشمامون بخنده گفت راست میگی. یه کم در مورد تجربه های خودش و اوضاع این روزها درد و دل کردیم ، انگاری با هر کسی حرف میزنی مثل یک صندوقچه دلش پر از درد و غم هست و منتظر فقط یه گوش شنوایی پیدا بشه بتونه خودش و خالی کنه در کل هم صحبتی خوبی بود و خوشحال شدم که بچه های انقدر آگاهی داریم تو جامعه....
امیدوارم روزی و ببینیم که همه مردم از ته ته قلبشون شاد باشند و در رفاه کامل 
نمی دونم حکمت زندگی و مرگ آدم ها چیه.
اون هایی که خیلی آدم های بدی هستند و همه اطرافیانشون و زجر میدن صحیح و سالم زنده هستند و روز به روز شاداب تر اونوقت آدم هایی که جز خوبی هیچ رد پایی از خودشون به جا نمی ذارند خیلی زود می میرند .
امروز خبر فوت یه آدم خیلی خوب ، یه همسایه قدیمی که دوست مادربزرگم بود و شنیدم و از ته قلبم ناراحتم. هم برای اینکه آدم خوبی بودبرای همه اطرافیانش هم برای بچه هاش که چجوری میخوان این غم و تحمل کنند 
کاش آدم ها تا زنده هستند قدر همدیگه رو بدونن و به هم بدی نکنند که زمان مرگشون چهار نفر به خوبی ازشون یاد کنند نه اینکه بگن خوب شد فلانی مرد .....
پ.ن : چند روزی هست تو این بی اینترنتی دوباره رو آوردم به دیدن سریال های کره ای و دارم وینچنزو رو نگاه می کنم. یه دیالوگ خوبی داشت نقش منفی داستان که به نظرم قابل تامل هست و شاید بد نباشه شما هم در موردش فکر کنید :
"خدا از زجر کشیدن مردم لذت میبره ، وقتی که یه جایی قایم شده و بعد چند تا لحظه خوب بهشون میده تا توهم این و بهشون بده که دنیا ارزش زندگی کردن و داره"
این چند روز نتونستم و واقعا حوصله نوشتن هم نداشتم تا وبلاگ و آپدیت کنم. تقریبا ۳ روزه که بدجوری مریض شدم و کارم دیگه به دکتر و دارو رسید، البته با این وضع زندگی که داریم اصلا عجیب نیست. وقتی هیچ انگیزه و انرژی و روحیه ای برای ادامه دادن نداریم قطعا بدن هم کم میاره و مریض میشیم.
نمیخوام تو این روزها حرفای ناراحت کننده و دلسرد کننده بزنم و از این بیشتر خاطر کسی و آزرده کنم در نتیجه دیگه حرف از بیماری نمی زنم.
امروز روز تولدم هست و من کلا هیچ وقت از اون مدل آدمایی نبودم که روز تولد خوشحال هستند و علاقه ای به جشن تولد گرفتن دارند ولی اگه حتی کسی بهم یه پیام تبریک کوتاه هم میفرستاد میگفتم دستش درد نکنه به یادم بوده و قدردان این محبت بودم ، با اینکه خودم حواسم به همه آدمای اطرافم هست چه دور چه نزدیک و خیلی هاشون همین تبریک گفتن و هم انجام نمیدن .
الان که دیگه اینستاگرام هم در دسترس نیست که حکم تقویم و برای خیلی ها داشته قطعا دیگه یادشون نیست نه من بلکه خیلی آدم های مثل من چه روزی متولد شدن و خب همین هم نشون میده هیچ ارزشی براشون نداریم و البته مهم هم نیست. هر کسی اولویت خودش و توی زندگی داره و این طبیعی هست .
از صبح فقط چند نفر که خودم از قبل حدس میزدم بهم تبریک گفتن و همین هم جای شکر داره.
امروز براتون اول از همه سلامتی خودتون و خانوادتون ، دوم در رفاه بودن و حل شدن هر نوع مشکل حالا اقتصادی یا اجتماعی وغیره که دارید و آرزو می کنم. 
امیدوارم روزی برسه که هممون از ته قلبمون خوشحال باشیم . تا اون روز مراقب خودتون باشید.