ژاندارک

ژاندارک

tragedy plus comedy equales time
ژاندارک

ژاندارک

tragedy plus comedy equales time

اوضاع اقتصادی

شما رو نمی دونم ولی این روزها شرایط اقتصادی و بالا رفتن قیمت ها خیلی داره بهم فشار میاره. گاهی وقت ها که به صفحه اینستاگرام دوستام نگاه می کنم می گم واقعا مگه میشه ما تو یه شرایط مساوی باشیم؟ یه جوری که انگار کوچکترین تغییری در سبک زندگیشون ایجاد نشده. اونهایی که شاغل هستند و یا خانواده پولداری دارند رو نمی گم، منظورم اونهایی که در شرایط مساوی با من و یا حتی پایین تر هستند. پریروز راجب همین موضوع داشتم با یکی از همکلاسی های قدیمی دانشکده حرف میزدم. نظر اون هم همین بود که این همه بریز و به پاش عادی نیست اونم وقتی که ما تو انجام کارهای معمولی موندیم. مثلا امروز خود من رفتم دندون پزشکی برای ویزیت ، هزینه عصب کشی نسبت به پارسال دقیقا دو برابر شده تازه اون هم در حالی که مطبی که من میرم گرونترین مطب شهر نیست  و قیمت معقولی به نسبت بقیه جاها داره. نمی دونم شاید هم سطح دغدغه ما متفاوته ، مثلا من الان روزی نیست که تو آگهی های کار دنبال کار نباشم و کلا فکر بیکاری داره اذیتم می کنه ولی خیلی از همسن و سالهام انگار با این شرایط کنار اومدن و براشون پول گرفتن از این و اون خیلی راحته و راحت با این موضوع بیکاری کنار اومدن . نمی دونم ، شاید من زیادی فکر می کنم به این چیزا ، ولی همین الانش آرزو می کنم هرچه زودتر یه کار مناسب با حقوق ثابت هم اگه شده پیدا کنم تا زودتر از این فکر و خیال ها راحت شم.

پ.ن : خیلی از افراد فکر می کنند افرادی که مثل من همیشه آنلاین هستند لابد خیلی بیکار هستند و هیچ دغدغه ای تو زندگی ندارند ، غافل از اینکه من و امثال من انقدر فکر می کنیم که شب تا صبح بیداریم.

لیست گم شده ؟!

مدت ها بود که اسم تعدادی از فیلم های سینمایی که نگاه می کردم و تو قسمت یادداشت های موبایلم می نوشتم که بعدا سر فرصت بیام و اینجا معرفی کنم . تقریبا می تونم بگم حدود ۶۰_۷۰ تا اسم فیلم می شد ولی متاسفانه ۲ هفته پیش موبایلم دچار مشکل شد و به ناچار مجبور شدم ریست فکتوری کنم و همونجوری که احتما می دونید بعد از این کار داده های روی گوشی موبایل پاک میشه و تنها داده های روی کارت حافظه باقی می مونند و از اونجایی که قسمت یادداشت زیرگروه داده های روی گوشی هست این اسامی پاک شد. البته این اشتباه از طرف من بود که اطلاعاتی که می دونستم لازم دارم و جایی یادداشت نکردم و به نوشتن تو موبایل بسنده کردم. این و اینجا به یادگار می نویسم که بعدا دوباره این کار و تکرار نکنم که بعد پشیمونیش برام بمونه .

و باز هم تلگرام

تلگرام دوباره آزاد شد دوستان. لطفا به گیرنده های خودتون دست نزنید. گویا مشکل از یکی از  سرورهای خارج از کشور بود ، یکی از سرورهای هلند داغ شده بود. خب حقم داره صبح تا غروب نشستید وسط تلگرام  و دارید استیکر واسه این و اون می فرستید و محتوای فرهنگی دانلود می کنید .(نه اینکه من ننشستم:دی)

پ.ن : در صورت فیل.ت.ر. شدنش نگران نباشید ما ایرانی ها نشون دادیم که کلا مردم مهاجر خیزی هستیم و قطعا یه اپلیکیشن جدید پیدا می کنیم و همه کوچ می کنیم میریم اونجا

چهارشنبه سوری

دیشب باید با کپسول آتشنشانی و لباس مقاوم  وارد استوری ها و صفحات دوستان در اینستاگرام میشدیم. میگم یه وقت من عکس از چهارشنبه سوری و فشفشه و رقص و پایکوبی نذاشتم بد نباشه؟ 

پ.ن : گذشته از شوخی امیدوارم چهارشنبه سوری خوبی و گذرونده باشید 

شغل جدید

چند روزی میشه که وارد یه محل کار جدید شدم ، فعلا چون دوره آموزشیه هنوز هیچی مشخص نیس که قبولم کنن یا نه و شاید شرایطشون باهام جور نباشه. فعلا که محیط بد نیس ولی خب تفاوت طرز فکر و رفتاری آدمایی که دارم می بینم خیلی زیاده و اگه باهاشون همکار شم باید از خیلی رفتاراشون چشم پوشی کنم تا بتونم کارمو انجام بدم. حالا اگه همه چیز جور شد میام احتمالا بیشتر اینجا میام مطلب می نویسم. فعلا 

پ. ن : ممکن دیر به دیر اینجا بیام ولی خیالتون راحت نظرات خونده میشه

وقتی از اون دانشگاه اومدم بیرون فکر کردم همه چیز تموم شده ، ولی الان به اندازه همون موقع اعصابم خرد شده . آخه یه استاد چقدر می تونه وقیح باشه. دستم داره می لرزه ، طپش قلب گرفتم . به خاطر حرفایی که زده هیچوقت نمی بخشمش چون من در حقش یک بار هم بی انصافی نکردم. با وجود تمام حرف های زننده و توهین آمیزش یک بار هم تو اون محیط باهاش برخورد نکردم چون یاد گرفتم به هیچ کسی بی احترامی نکنم‌ . 

تو میگی ترجمه از گوگل ترنسلیت بوده؟  زمانی که تو حتی نمی دونستی  فرق لهجه american و british چی هست من داشتم تمام جوونیمو صرف یاد گرفتن زبان می کردم به جای اینکه مثل همسن و سال هام خیابون و متر کنم یا اینکه دنبال دوست پسر و پارتی و کافه نشینی باشم.درسته درس خوند ی دکتری گرفتی  دمت گرم موقعیتشو داشتی شاید اگه جای من بودی حتی مدرسه رو هم تموم نمی کردی چه برسه به اینکه تو دانشگاه قدم بزاری ولی دلیل نمیشه تو هر زمینه ای نظر بدی.تو اول برو غلط املایی های جزوه ۱۰ سالتو درست کن  که سر کلاس کسایی که نصف تو سن دارند انقدر مسخرت  نکنند بعدا بیا صحبت کن.  لیاقتت همون دانشجوهایی که جلو روت استاد استاد می گن و واست کیک و شیرینی میارن و پشت سرت کل خانوادت و مورد عنایت قرار میدن و سر امتحان ها هم تا جایی که بتونن تقلب می کنن.اونا خوب شناختنت. لعنت به نظام آموزشی که همچین افرادی دکتر و استاد دانشگاهش باشند. دیگه چه توقعی باید از دانشجویی داشته باشیم که زیر دست این افراد تعلیم می بینند. نه لعنت به من که پام و گذاشتم تو اون دانشگاه ، لعنت به من که همیشه مراعات همه چیز و همه کس و کردم که آخرش این بشه. مقصر اصلی منم.  

پ.ن: این پست فقط واسه سبک شدن نوشته شده ، هر جوری که دوست دارید ازش برداشت کنید. مهم نیست.

فیس بوک ، ای یار قدیمی

یعنی واقعا فیلتر تلگرام فردا برداشته میشه؟

خودمونیم فیس بوک و واتس اپ هیچ وقت به ذهنشون خطور نمی کرد که یه روزی ما قوم آریایی  که بزرگترین مهاجرتمون در عرصه شبکه های اجتماعی هجوم به سمت اینستاگرام و تلگرام بود باز دوباره سری بهشون بزنیم. واقعا هم با کیفیت و سرعتی که تلگرام داشت(قبل از فیلتر شدن) به تنهایی  جای تمام پیام رسان ها رو گرفته بود. فیس بوک هم که کلا دیگه حکم سرزمین متروکه رو داره. تو این چند وقت چندبار رفتم اکانتمو چک کنم دیدم به به،انقدر خلوته و جز یه چند تا فامیل و دوستی که خارج از کشور هستن کسی نیست ، آدم هوس می کنه با لباس خواب و دمپایی راحتی و یه ظرف پاپ کورن و لپ تاپ و یه فیلم خوب بیاد همون وسط تایم لاین لم بده و فیلم ببینه. یادش بخیر ، یه دوره ای نیم ساعت به نیم ساعت هم اگه صفحه رو رفرش می کردیم کلی مطلب تازه و نخونده رو می دیدیم. الان چی، جز اینستاگرام جای دیگه خبری نیس. باز خوبه توییتر از رونق نیوفتاده و مثل سابق فعاله. فقط حیف که من بی حواس رمزمو فراموش کردم و مجبورم یه اکانت نو بسازم. آخه چرا؟ من هیچوقت رمز ایمیل و شبکه های اجتماعی و فراموش نمی کردم. اینا فک کنم از عوارض پیری باشه ولی خب من دلم همون صفحه قدیمیم و میخواد. حس می کنم تو یه صفحه جدید و یه پروفایل جدید  باید کلی زمان بگذره تا آدم های هم فکر و هم انرژی پیدا کنم. 

پ.ن: من برم ببینم کجا به کی بدی کردم که همچین بلایی سرم اومد.

‏مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز صد سال اگر درس بخوانی همه هیچ است!

گاهی اوقات که خوب فکر می کنم می بینم مشکل از دوستام نیست که اینقدر سلایقمون و دغدغه هامون متفاوته. یه دلیل مهمش اینه که من جای اشتباهی دنیا اومدم، مثلا اگه الان ساکن بارسلونا ، کن یا بروکسل بودم حتما تعداد بیشتری آدم هم فکر و هم نظر پیدا می کردم.(لابد الان با خودتون می گید چقدر بلند پرواز)

شاید اون ها هم به خودی خود مقصر نباشن ولی گاهی انتخاباشون واقعا آدم و متحیر می کنه، مثلا موسیقی که گوش می دن یا فیلمی که می بینن(تازه اگه ببینن) یا کتابی که نمی خونن و فقط واسه شواف کردن تو شبکه های اجتماعی از جلدش عکس می گیرن و از اون فراتر دیدشون و خواسته هاشون و هدفاشون توی زندگی.

گاهی با خودم میگم کاش خداوند یه سیستمی مثل پاور کامپیوتر در ما تعبیه می کرد تا آدمهایی مثل من که هر ثانیه دارن فکر میکنن و از بس فکر می کنن مغزشون در حال انفجاره، اون دکمه پاور و بزنن و حداقل واسه چند ساعت خاموش بشن و مغزشون یه نفسی بکشه.(یاد james mac avoy تو فیلم wanted افتادم. اونم طفلک ذهنش مثل من همیشه درگیر بود). شاید با خودتون بگید گزینه خواب که موجوده، ولی واسه امثال من خوابیدن تازه خودش شروع ماجراست.من کلا که تا جایی یادم میاد همیشه خواب می بینم حتی اگه یه چرت نیم ساعته عصرگاهی باشه و جدای از اون خوابهایی می بینم که پر از داستانه همیشه و حتی من و به فکر واداشت که ازش یه کتاب بنویسم که خب فعلا عملی نشده. در کل خیالتون و راحت کنم حتی تو خواب هم مغزم بیش از حد فعاله‌.میگم بیش از حد یعنی واقعا بیش از حد.

شاید با این همه ایده و فکر باید جای رشته کشاورزی می رفتم فیلم نامه نویسی میخوندم یا انیماتور می شدم،نظر شما چیه؟! آدم از آینده خبر نداره، شاید یه روز انجامش دادم.

پ.ن : می دونید که من از ترکیب دو زبان با هم بیزارم ولی خب به نظرم هیچ واژه فارسی در این لحظه نمی تونست برام معنا و حس کافی شواف و برسونه.

پ.ن ۲: شما جزو کدوم دسته از افراد هستید، از اونایی که مدام ذهنشون درگیره و همیشه خواب می بینن یا اونایی که فعالیت فکریشون نرماله و کمتر پیش میاد تو یه زمان نیم یا یک ساعته بتونن خواب ببینند؟

از دیدنی های خوب


پوستری که مشاهده می کنید مربوط به فیلمی هست که الان دارم می بینم و شدیدا بهتون توصیه می کنم ببینید.The Age of Adaline از اون دست فیلم هایی که هم سناریوی خوبی داره هم بازیگرای قوی.از بازیگرای مهم و مورد علاقه من هم تو این فیلم می تونم به بلیک لایولی ، میشل هویز من، هریسون فورد اشاره کنم. قطعا با آوردن اسم همچین بازیگرهایی وسوسه می شید فیلم و ببینید.پس زودتر دانلود کنید و این حس خوب و مثل من تجربه کنید.

پ.ن:داستان و توضیح نمی دم که براتون جذابیتش حفظ بشه

تکرار یک فیلم

آدم در طول زندگی فیلم های سینمایی زیادی می بینه اگه علاقه مند به فیلم باشه که خب من جزو این دسته از آدمام ، ولی تمام فیلم هایی که می بینی تو رو به خودشون جذب نمی کنن.بعضی فیلم ها تنها واسه وقتی که هیچ کاری برای انجام دادن نداری و فقط میخوای زمان بگذره خوبن که خب اکثر این جور فیلم ها همون یه بار دیدنشون هم کفایت می کنه چون نه بازیگر معروفی دارن که تو شیفته بازیش باشی نه فیلمنامه قوی که تو رو با داستانش همراه کنه.بر عکس تعداد شاید بشه گفت مشخصی از فیلم ها هم هستند که آدم همه چیزش و دوست داره،نوع بازی،فیلم نامه،لوکیشین،موسیقی،طراحی لباس و .... . فیلم هایی با این سبک و سیاق جون می دن واسه دیدنتو هر موقعیتی،چه تنهایی،چه زمانی که با دوستات دور هم جمع شدی ، و یا زمانی که با خانوادت هستی.شاید مهم ترین دلیل دیدن چندین بار دیدن همچین فیلمایی دادن حس خوب به مخاطبه. 

الان دارم یکی از همین فیلما رو برای شاید بشه گفت بیستمین بار می بینم و اون فیلم فیلمی نیست جز Troy.