ژاندارک

ژاندارک

tragedy plus comedy equales time
ژاندارک

ژاندارک

tragedy plus comedy equales time

دردسر این روزای من

یه مدته وقت نمیکنم مطلب بنویسم ولی الان اینقدر از دست مسئول اموزش اعصابم به هم ریخته که گفتم حتما باید اینجارو خط خطی کنم.من واقعا نمیدونم این اقا چی فکر کرده.یعنی چی که چون فلان واحد و قبلا افتادی پس این درس سم شناسی و واسه چی میخوای ؟؟!!! 

یکی نیس بگه به تو چه.........تو واحد و به من بده  اگه افتادم به پای خودم.والا.اون ازون موقع که قارچ و ارائه نمیداد اینم الان از سم.تازه خیلی سایتشون خوب کار میکنه هی میگه بمون سر حذف واضافه باز شد خودت بردار. 

یعنی یه روزی درسم تموم شه و این مدرک کوفتی و بگیرم من میدونم و این مردک.حداقل بچه های 87-88 که هیچکدوم دل خوشی ازش نذارن.به جاش سال پایینیا همش دارن باهاش فلیرت میزنن .... 

اون ترمم از بس اعصابمون و خورد کرد مجبور شدیم بریم پیش رئیس دانشگاه؟!! اره واقعا مسخرست 

ولی وقتی مسئولی کم کاری میکنه راه دیگه ای واسه ادم نمیمونه. 

 

پ.ن: امیدوارم تا حذف و اضافه بتونم سم و بردارم چون سالی یه بار ارائه میشه.

جایی برای رفاقت

خوشم میاد دو ماه هم به توییتر و فیسبوکم سر نزنم اتفاقی نمیوفته.یعنی اب از اب تکون نمیخوره.یادش بخیر جوونیامون 24ساعته انلاین بودیم

یعنی واقعا این رفاقتای قدیمی یه سریاشون من و هلاک کرده.

البته مقصر اصلی ورود اپلیکیشنای موبایلی وایبر و واتس اپ و در اصل اینان که مارو از هم دور کردن.

مدیونین فکر کنین اینکه حال هم و نمیپرسیم مقصر خودمونیم

just friend

.It's a beautiful thing to meet someone who makes you forget your troubles.


استعداد نگو بگو بمب :)

ساعت 2:12 نیمه شب

اینجا گیلان

هوا cool

الان یه باقاله خورشت توووووووووووووووپ واسه فردا درست کردم.جاتون خالی

اصن این استعدادای من همه تو این مملکت حروم شد.اگه اسپانیا بودم


پ.ن: باقاله خورشت در زبان شیرین گیلکی میشه = باقاله وبیج(باقاله قاتوق ورژن رشتیه)

زیبایی های غفلت شده...

 یکی از صبح‌های سرد ماه ژانویه سال ۲۰۰۷ ، مردی در متروی واشنگتن، در حال نواختن ویولن بود. او در مدت ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازباخ را نواخت در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند که بیشتر آنها در حال رفتن به سر کارشان بودند. کمی به عکس العملهای آنها دقت کنید : یک مرد میانسال ، متوجه نواخته شدن موسیقی شد و سرعت حرکتش را کم کرد. چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود. چند دقیقه بعد ویولنیست، اولین دلارش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد. مرد جوانی به دیوار تکیه داد و کمی به او گوش داد، بعد به ساعتش نگاه کرد و رفت. پسربچه سه‌ساله‌ای ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد پسربچه در حالی که دور می‌شد، به عقب نگاه می‌کرد و ویولنیست را می دید. چند بچه دیگر هم رفتار مشابهی کردند اما همه پدرها و مادرها بچه‌ها را مجبور می کردند که نایستند و سریع با آنها بروند . بعد از 45 دقیقه که نوازنده بدون ‌توقف می‌نواخت تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند؛ بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه دادند در مجموع ۳۲ دلار هم برای ویلنیست جمع شد. مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد،اما هیچ کس متوجه قطع موسیقینشد. هیچ کس این نوازنده را نشناخت و متوجه نشد که او «جاشوآ بل» یکی از بزرگ‌ترین موسیقی‌دان‌های دنیا است او آنروزدر آن ایستگاه مترو یکی از بهترین و پیچیده‌ترین قطعات موسیقی که تا به حال نوشته شده را با ویولن‌اش که ۳ ٫ ۵ میلیون دلار می‌ارزید، نواخته بود. اما هیچکس متوجه نشد تنها دو روز قبل همین هنرمند یعنی جاشوآ بل در بوستون امریکا کنسترتی داشت که قیمت بلیط ورودی‌اش ۱۰۰ دلار بود. این یک داستان واقعی است. واشنگتن پست در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم ، ترتیب داده بود.

ترجمه ی فانتزی /:)

Long time no see :دارم لونگ میپیچم نگاه نکن
 His friends:دوستان هیز
 Categorize:نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ میشود
 Acrobat reader:ژیمناستی که موقع اجرا خراب می کند
 Quintuplet: این تاپاله کجاست؟
 Good Luck: چه لاکِ قشنگی‌ زدی
 Subsystem: صاحب دستگاه
 Godzilla: خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا
 Jesus: در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند
 Accessible: عکس سیبیل

 Longtime: در حمام ، زمان پیچیدن لونگ را گویند
 Comfortable: بفرمایید سر میز
 Good one: وانِ بزرگ و جادار
 Sweetzerland: سرزمینی که مردمانش زیاد زر می‌‌زنند اما به دل‌ می‌‌نشیند
 Communication Board: کامیونی چه زمانی‌ شن را برد ؟
 Avocado: کادو از طرف خانم آوا
 Cambridge: شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است
 Liverpool: استخری که در آن گروهی جیگر در حال شنا هستند
 The man who owns a locker: مرتیکه لاکردار
 Insecure = این سه نابینان
 Free fall: فال مجانی
 Easy Love: لواسان
 San Antonio: به ترکی‌ ، شما آنتونیو هستید
 Bertolucci: چپ چشمی که بربر نگاهت می‌کند
 Burkina Faso: برو کنار وایسا
 Parkinson: پسر سرایدار را گویند که در اتاقکی در پارکینگ زندگی‌ می‌کند
 Velocity: شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده می‌‌کنند
 Black light: سیانور
 Refer: فرکردن مجدد مو
 Very well: رها و آزادو افسارسرخود و بی تکلیف و سرگشته و بی جا و مکان
 Tequila shot: پیک شادی
 Shutter Island: شعبه‌ کبابی شاطر عباس در کیش
 Avatar: تلفیقی است از آواز ،ساز ایرانی‌ و تصاویر سه بعدی که در پس زمینه پخش می‌‌شوند
 Moses: در اصفهان به موز گویند
 Macromedia: رسانه های عوام فریب
 Guns N’ Roses: غنچه گان
 Good Luck on your exams: به هنگام امتحانات لاکِ قشنگی زده بودی
 Legendary: اداره ی محافظت از لجن و کثافات شهری
 

به قرن 21 خوش آمدید :)


تلفن هایمان - بی سیم
آشپزیمان - بدون آتش
غذایمان - بدون چربی
ایمانمان - بدون خدا
لباسمان - بدون آستین
"احســـاســـمــ ­ـان - بدون عاطفه!! "
استدلالهایمان - بی اساس
جوانانمان - بیکاری
"روابط عاشقانه مان - بــــی هدف!! "
نگرشمان - بی دقت
همسرانمان - نترس
نوزادان - بی پدر
آموزش و پرورش - بی ارزش
"تعــــهدمــان - بدون جهت و نامشخص"
"""حمـــاقــــت ­ هــــایمــــــا ­ن - بی شمار"""
"امیدمان - پـــــــایـــــ ­ان یافته!!"...

همه رفقا :)


این ایمیل امروز واسم اومد.به نظرم جالب بود.گفتم اینجا بنویسم شمام بخونین و واسه دوستاتون بفرستین 
پروفسور  فلسفه با بسته  سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان  خود روی میز گذاشتوقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت  و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.

ادامه مطلب ...

واقعیته نسل ما :)

دهه شصت یعنی : 


یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی
یعنی صف کیلومتری نون
یعنی آتاری و میکرو
یعنی برنج کوپنی
یعنی فخرفروختن با کتونی میخی
یعنی تلویزیون سیاه و سفید
یعنی آدامس خروس نشان
یعنی کارت بازی با دمپایی
یعنی کپسول بوتان و پرسی
یعنی نوار کاست
یعنی بوی نفتالین لای رختخواب
یعنی خریدن لبو و لواشک از سر کوچه ی مدرسه
یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی
یعنی نیمکت سه نفره
پوشیدن لباس داداش بزرگه
یعنی ساختن آدم برفی با لگن حموم
یعنی بوی نم زیر زمین
یعنی چوبین و برونکا
یعنی تیله بازی
قاشق زنی تو چهارشنبه سوری
عاشق شدن از پس پرده حیا و شرم
یعنی صدای آژیر قرمز
یعنی سریال اوشین
دهه شصت یعنی من
یعنی تو
یعنی ما !

.

گدایی نمره با درخواست رسمی

یکی از اساتید دانشگاهی در تهران چند سال قبل بدعت جدیدی در سیستم آموزش قرار داد و اونم اینه که اگه دانشجویی بنا به هر دلیلی
(که دلیلش اصلا برای استاد محترم مهم نیست) چند نمره ای از حد مطلوب خودش کمتر بگیره و نیاز مبرم به گرفتن چند نمره اضافی داشته باشه باید یک فرم به اسم "فرم درخواست متکدیانه نمره " رو پرکنه و خودش و یک شاهد اونو امضا و با اثر انگشت تایید کنند! 
 
 
  
Inline image 3
پ.ن:من که حاضر نیستم به هیچ وجه منت این استادای تازه به دوران رسیده رو بکشم